ساختار سازمانی شبکه ای

جايي نزديك به تصميم صحيح - مديريت توزيع يافته در ساختار سازماني شبكه اي
(راه كاري براي مديريت كارآمد)


نویسنده : چيا چاره خواه - كارشناس ارشد مديريت اجرايي

"یک تصمیم کاملا درست وجود ندارد. اكثر پیشرفت های تاریخ در اثر چند انتخاب نیمه درست و چند شانس نیمه صحیح دست یافته اند*"

چكيده
زندگي روزانه ما همواره با سازمان هاي مختلفي گره خورده است. چه آنها كه در آن شاغل هستيم و چه آنها كه مراجعه مي نماييم. كيفيت مديريت و كارايي اين سازمان ها نقش مهمي در زندگي ما خواهد داشت. در اين نوشته مديريت توزيع يافته به عنوان يك مدل متفاوت و غيرمعمول مديريتي مورد بررسي قرار گرفته است. به اهميت ساختار شبكه اي و نقش آن در كارايي سازمان اشاره شده است. دلايل بي نظمي به عنوان محرك خلاقيت در سازمان هاي ابهام پذير بررسي شده است. ابعاد مختلف ساختار شبكه اي و خصوصيات آن تحليل شده است. اهميت ساختار شبكه اي - قابليت هاي آن و تفاوت هاي اساسي آن با ساختارهاي موجود مورد توجه قرار گرفته است. بستر تصميم گيري صحيح در بستر ساختار شبكه اي بررسي شده است و سعي شده است شواهدي مبتني بر پديده هاي طبيعي و اجتماعي نيز ارائه شود. در نهايت بخشي از دلايل بوروكراسي ناكارآمد اداري بررسي شده و راه كار ارائه شده است.
اين نوشته حاصل تحليل تجربيات و مشاهدات نگارنده در پروژه ها و فرايندهاي سازمان هاي بومي بوده و مطالعه آن براي مديران و دانشجويان كارآفريني مفيد خواهد بود.

مقدمه
به صورت كلي دو نوع ساختار سازماني را مي توان در نظر گرفت : ساختار سلسله مراتبي و ساختار شبكه اي. آنچه كه در سازمان ها عموما رايج است ساختار سلسله مراتبي است. اين ساختار كارايي خود را براي حفظ وضعيت موجود نشان داده است. گرايش بسياري نسبت به آن وجود دارد چراكه داراي نظم بوده و روال ها و مسئوليت ها كاملا مشخص شده است. در مقابل مديريت شبكه اي قرار دارد كه يك ساختار مسطح و ابهام پذير دارد. ساختار شبكه اي ويژگي هاي خاص خود را دارد و از آنجاييكه ماهيت و عملكرد اين ساختار به درستي جا نيافتاده است و تصور صحيحي در مورد آن وجود ندارد لذا پياده سازي آن عموما با مشكلاتي مواجه است. از طرفی نگرش سلسله مراتبي آنچنان جا افتاده است كه ساختار ديگري به سختي قابل تصور است. لذا برای پیاده سازی سیستم شبكه اي نياز به تحول در برخي عقايد اساسي مديران و پرسنل دارد. در این نوشته قصد بر این است که مدیریت شبکه ای بيشتر و دقيقتر تبیین شود. مشخصات و ويژگي هاي آن روشن تر شود و همچنين عملكرد آن نيز توضيح داده شود.
توضيح : در خلال متن منظور از كلمه "نود" (node) هر کدام از عناصر یا گره های تشکیل دهنده شبکه است.

جايي نزديك به تصميم صحيح
يافتن تصمیم درست نیازی است که همیشه وجود داشته است. این خصوصا در سازمان ها و شرکت ها و استارتاپ ها اهمیت دارد. اصولا دلیل تشکیل بسیاری از شرکت ها این است که بنیانگذار آن معتقد به تصمیم درستی بوده است که برای اجرای آن نیاز به ساختار سازمانی داشته است.
ممکن است بخش مهمی از افکارمان را به این اختصاص داده باشیم که تصمیم درست کدام است و چگونه می توان به آن رسید. ممکن است زمان زیادی را برای یافتن درست ترین تصمیم صرف کرده باشیم و حتی در پایان به علت عدم اعتماد به آن تصميم اجرا ننموده باشیم. آیا تصمیم درست وجود دارد؟ آیا اصولا می توان گفت که این تصمیم درست ترین است؟ برخی افراد در جستجوی تصمیماتی که درست تر از بقیه هستند سازمان هایی را تشکیل می دهند. این سازمان ها ساختاری سلسله مراتبی داشته و سعی بر این است که مکانیزمی اجرایی برای تصمیمات درست خود بیابند. برخی هم تصمیمات خود را درست تر از بقیه می دانند و تا جایی پیش می روند که تبدیل به تعصب و اصرار بر تصمیم خود می شود.
باید اذعان داشت که درست ترین تصمیم وجود ندارد. این آب پاکی است که میتوان بر دست معتقدان به درست ترین تصمیم ریخت. آنچه مهم است انتخاب تصميماتي است كه بيشترين تناسب را با شرايط داشته باشد. هدف از اين نوشته اين است كه مشخص شود ساختار سازماني مناسب براي اخذ تصميم مناسب (تصميم بهينه) كدام است : سلسه مراتبي يا شبكه اي؟
قبل از اينكه ادامه دهيم چند مثال از رويكرد شبكه اي ارائه مي شود.
نمونه هايي از ساختار شبكه اي
با نگاهي به اطراف خود اعم از ابزارها و تكنولوژي ها گرفته تا اكو سيستم هاي طبيعت مي توان نمونه هاي مختلفي از ساختار شبكه اي را مشاهده كرد. تكامل تدريجي اين ساختارهای طبیعی در طول زمان نشان از قابليت آنها دارد.
یک شبکه فیزیکی را در نظر بگیرید مانند تور ماهیگیری. هر گره آن به 4 گره دیگر در ارتباط است. ارتباط بین آنها ساختاری را ایجاد نموده که می تواند فضای وسیعی را در برگیرد. توان یک تور ماهیگیری در پوشش فضای گسترده ناشی از نیرویی است که بین گره های آن توزیع شده است.
حال شبکه اینترنت را در نظر بگیرید. آنچه که باعث رشد جهانی این شبکه شد همانا ساختار قابل ترمیم آن بوده است. یعنی هر نود در عین حال که استقلال دارد به نود های دیگری در ارتباط است. در صورت از کار افتادن یک نود سایر نود ها می توانند به ارتباط خود ادامه دهند. یک نود برای ارتباط با یک نود در آن سوی شبکه می تواند از مسیرهای مختلفی استفاده کند. این پایداری اینترنت را افزایش می دهد. قدرت آن از ساختار تور مانند و شبکه ای اینترنت آمده است.
مغز انسان را در نظر بگیرید. مطالعات نشان می دهد که مغز انسان ساختاری شبکه ای دارد. شبکه ای از میلیاردها سلول خاکستری. این سلولهای مغزی در تعامل باهم ، اعمال و رفتار و افکار و تصورات انسان را تشکیل می دهند. ساختاری منظم یا سلسله مراتبی برای سلولهای مغزی شناسایی نشده است. آنها در قالب یک شبکه فعالیت می کنند. هر سلول عضوی از شبکه است. سیگنال های الکتریکی که بین سلولهای مختلف گردش می کنند نهایتا منجر به تصمیمات ما می شوند. ساختار شبکه ای تصمیم گیری در مغز انسان تضمین نمی نماید که تصمیمات ما درست بوده باشد. این را می شود از اشتباهات متعدد انسان در طول زندگی خود و حتی در طول تاریخ بشریت دید. انسان ممکن است در یک شرایط یکسان در دو مقطع زمانی تحلیل و تصمیم متفاوتی اتخاذ نماید. چراکه ساختار شبکه ای پیچیده مغز انسان ساختاری به مراتب پیچیده تر از یک سیستم منظم سلسله مراتبی دارد. ممکن است افزایش یا کاهش یک هورمون شیمیایی در بدن منجر به تصمیم متفاوتی در مغز شود.
این سیستم تصمیم گیری مبتنی بر شبکه بسیار متفاوت با ساختاری است که در بسیاری از سازمان ها وشرکت های اطراف ما وجود دارند. الگوهای موجود در طبیعت و ذهن انسان نشان می دهد ساختار تکامل یافته آنها به شکل شبکه ای می باشد.
چرا ساختار شبكه اي؟
توانايي ذهني مدير ضعيف است
ساختار سلسله مراتبی ارتباطات شبکه ای بین افراد را از هم میگسلد و تنها یک ارتباط از پایین به بالا را باقی می گذارد. آنگاه راه های توزیع نیرو بسته می شود. تصمیمات و تحلیل ها تنها یک مسیر برای انتخاب دارند. در حالیکه در سیستم نامنظم شبکه ای امکان بهره گیری ازپتانسیل سایر نودهای اطراف وجود دارد. در سیستم منظم سلسله مراتبی نیروها فقط به سمت هرم هدایت می شود. بزرگترین ایراد آن این است که مدیر سازمان فشار انبوهی از نیروها را به سمت خود هدایت می کند و از آجاییکه توان تصمیم گیری اش محدود است و همچنین توان ذهنی اش هم محدود است آنگاه ممکن است با یک تصمیم اشتباه کل سازمان را دچار مشکل سازد. این ساختار خصوصا در سیستم های دولتی به وفور مشاهده می شود. در حالیکه امکان و اختیار تصمیم از کارمندان اخذ شده است تمامی انتخاب ها به سمت مدیر هدایت می شود و از طرفی به علت توانايي جسمي و ذهني محدود مدیریتی پردازش هاي ذهني گاهي ضعيف شده و امکان اتخاذ تصمیمات درست کمتر خواهد شد.
از آنجاییکه توانایی ذهن یک انسان محدود است لذا توانایی مدیریت و کنترل بر تمام ساختار شرکت را نخواهد داشت. اما مدیر سلسله مراتبی ممکن است غافل از این باشد و با ایجاد یک ساختار سلسله مراتبی در فکر مدیریت و کنترل تمام جوانب شرکت باشد. از طرفی توانایی عوامل سازنده یک شرکت اعم از نیروهای انسانی و پتانسیل های پیرامون بیشتر از آن است که ذهن محدود انسان(مدیر) بتواند همه آنها را کنترل نماید. لذا در یک ساختار سلسله مراتبی بسیاری از پتانسیل ها از بین خواهد رفت. در واقع ساختار سلسله مراتبی تلاش ذهن محدود انسان برای مدیریت منابع نامحدود است. بر عکس در ساختار شبکه ای با کاهش مدیریت متمرکز امکان بهره برداری از تمام پتانسیل ها وجود خواهد داشت.
در ساختار شبكه اي توانایی های ناشناخته افراد که نمی توان از آن مطلع بود امکان رشد می یابد. شبکه گسترده می شود.
چند تصميم كوچك بهتر از يك تصميم بزرگ است
در ساختار شبکه ای نهاد های کوچک تصمیم گیری در تعامل باهم رفتار آینده سیستم را رقم می زنند. در این میان شرایط محیطی و حتی شانس های محیطی هم تاثیر خواهند داشت. این را می شود از نحوه تکامل جامعه ها (اعم از شهر ها و روستا) هم متوجه شد.می توان گفت که دلیل تکامل یک شهر یا اجتماع بزرگ در مقایسه با یک روستا حاصل چند انتخاب نیمه درست تاریخی و همچنین فراهم شدن شرایط جغرافیایی اطراف بوده است (مفهوم شانس!). این الگو را می شود در زندگی شخصی افراد هم دید. اگر ارزش پشتکار انسان را مقداری کمرنگ نماییم آنگاه می توان گفت که موفقیت انسان در زندگی حاصل چند انتخاب نیمه درست است! و فراهم شدن چند شانس محیطی است! انتخاب لغت "نیمه درست" عمدا صورت گرفته است چراکه متغیر ها در تصمیم بسیار بیشتر از آن است که تحت کنترل انسان باشد. همچنین عواقب یک تصمیم ممکن است در آینده ای غیر قابل پیش بینی مشخص شود. درنتیجه برای اخذ نتیجه بهتر کافیست که در فکر تصمیم های نیمه درست باشیم و نه در خیال بهترین تصمیم ها! نقش پشتکار این است که امکان بهره برداری مناسب از شرایط محیطی برای تصمیم هایمان را فراهم آورد.
در ساختار شبكه اي مجموعه اي از تصميمات كوچك يك تصميم بزرگ را مي سازند و حركت بر اساس چندين تصميم كوچك و همراستا انجام مي شود اما در ساختار سلسله مراتبي حركت بر اساس يك تصميم بزرگ انجام مي شود.
عملكرد ساختار شبكه اي به گونه اي است كه هر نود براي تصميم با نودهاي اطراف خود مشورت مي كند اگر به نتيجه نرسيد با نود هاي بالايي مشورت مي كند ونهايتا با اطلاعات كسب شده اش تصميم را اتخاذ خواهد كرد. ممكن است تصميمش اشتباه باشد اما عملكرد نود هاي اطراف مي تواند به بهبود تصميم اش كمك كند. اما در ساختار سلسله مراتبي نود توان تصميم ندارد. تمام نيروها به سمت مدير جاري مي شود. مدير مانند سدي عمل مي كند كه به علت توان پردازشي ضعيف قادر به پاسخگويي به تمام نياز ها نيست. اين ممكن است ريسك اشتباهات پرسنل را كاهش دهد اما به قيمت محروم شدن از توان پردازشي پرسنل(نود) تمام خواهد شد. در ساختار سلسله مراتبي اختيارات از پرسنل گرفته مي شود براي همين ميزان ارجاعات بين واحدي بيار زياد است. پرسنل به زودي فراخواهد گرفت كه چگونه كاري را انجام ندهد و به سرعت و با مهارت خاصي آن را به ديگري ارجاع دهد!
چند اشتباه كوچك بهتر از يك اشتباه بزرگ است
ساختار شبکه ای اصولا ساختار نظم پذیری نمی باشد. این امکان هم وجود دارد که تصمیمات اشتباهی هم اتخاذ شود اما آنچه ساختار شبکه ای را حائز اهمیت می سازد پایداری آن و قابلیت انطباق با محیط اطراف است. در ساختار شبکه ای هر نود با چند نود دیگر در ارتباط است. تصمیم درست حاصل تعاملی است که این نود با سایر نودهای اطراف خود انجام می دهد. بی نظمی و اشتباه در ژن شبکه ها وجود دارد و این گریز ناپذیر است.
آنچه در بسیاری از سازمان ها اتفاق می افتد این است که به سرعت و به صورت ناخوآگاه وارد ساختار سلسله مراتبی می شوند. این باعث می شود که بسیاری از پتانسیل ها خودبخود و بدون اینکه متوجه بشویم از بین برود. ساختار سلسله مراتبی بهترین ساختار برای شرایط بسیار بحرانی است و آنهم به صورت موقت! در ساختار سلسله مراتبی مدیری وجود دارد که مرکز تمام تصمیمات است و لذا خلاقیت سازمان را به چالش می کشد. اما در ساختار شبکه ای مدیران مختلف وجود دارند كه هر يك از آنها بخشي از سازمان را رهبري مي كنند. ساختار مسطح است و مدیران هم جزوی از شبکه هستند. وظيفه اساسي مديران رهبري سازمان است. رهبران در ساختار شبکه مانند روح به شبکه معنا می دهند. در ساختار سلسله مراتبی امکان اشتباهات کوچک کمتر است اما امکان ارتکاب اشتباهات بزرگ و جبران نشدنی بیشتر است. این در ساختار شبکه ای بر عکس است.
در ساختار شبکه ای هر نود نقشی دارد. نقش هایی مانند تکنسین، محقق، مدیر، تحلیلگر، رهبر، کارشناس و... هیچ نودی بر دیگری ارجحیت ندارد منتها نود های قویتر می توانند موج های قویتری ایجاد کنند. یک نفر تمام تصمیمات را نمی گیرد بلکه هر فرد(نود) از آزادی عمل نسبی برخوردار است. هر نود در بخشی از تصمیم گیری شرکت می کند و مسئولیت آن را هم به عهده می گیرد.
فعاليت هاي موازي يا تفكيك يافته؟
در ساختار شبکه ای مرزهای داخل شرکت با خارج شرکت زیاد روشن نیست. شبکه یعنی مشتری هم ممکن است هم سطح با ما در شبکه ما قرار گیرد. یعنی مشتری روبروی ما نیست. یعنی تحول در مرزهای کسب و کار با مجموعه اطراف خود. یعنی مرزها باهم همپوشانی داشته و از انزوا و تک روی جلوگیری می شود. در ساختار شبکه ای به نظرات پیشنهادات تک تک نود ها گوش فرا داده میشود چراکه آنها هم مانند یک نود نقشی در پیشرفت دارند.
در ساختار شبکه مرز بین وظایف کاملا مشخص نیست. ممکن است وظایف همپوشانی داشته باشند و حتی کار های موازی انجام شود و حتی پروژه ها هم پوشانی داشته باشند. این از طرفی باعث می شود یک کار ثابت به چندین شکل ممکن به وجود آید و لذا باعث رقابت و تنوع خواهد شد.
سلسله مراتب مانند سد ها
ساختار سلسله مراتبي بر اساس تفكر سد سازي عمل مي كند. سد ها نيروي عظيم آب را پشت سر خود جمع مي كنند تا به صورت كنترل شده و متمركز آن را در راستاي مصارف هدف دار استفاده كنند. همينطور در سيستم سلسله مراتبي نيروي روان به صورت ايستا در مي آيد و مدير نيروي پرسنل را پشت سر خود جمع مي كند. اختيار عمل آنها گرفته شده و بر اساس تصميمات مدير عمل ميكنند. اين ضرر ديگري دارد و آن نياز به توانايي بالاي مدير در هدايت نيروهاي متمركز شده است. در عين حال در سال هاي اخير مشخص شده است كه سد سازي در كنار مزايايي كه دارد اكو سيستم طبيعت يك منطقه را بر هم زده و باعث خساراتي بيشتر از منافع آن مي شود!
گلوگاه هاي تنگ تصميم گيري در ساختار سلسله مراتبي
در ساختار شبكه اي تقسيم نيروها بين نود ها توزيع يافته و لذا تصميمات جريان روانتري خواهندداشت اما در ساختار سلسله مراتبي تقسيم نيروها به صورت متمركز انجام شده و جريان هاي تصميم بايد از گلوگاه هاي تصميم گيري گذر كنند. اين حالت براي تصميمات مهم ممكن است مناسب باشند اما عارضه اصلي اينجاست كه در ساختار سلسله مراتبي به مرور و به صورت نامحسوس تمام تصميمات كوچك و بزرگ و مهم و غير مهم به سمت گلوگاه هاي تنگ تصميم گيري جاري خواهند داشت. در اين حالت در تقسيم نيروها عدم توازني پيش خواهد آمد كه منجر به انفعال سيستم خواهد شد.
سازمان ها پتانسيل بالايي براي تبديل به ساختار سلسله مراتبي از خود نشان مي دهند. مشخص نيست كه اين پتانسيل در اكتسابي است يا ژنتيكي؟! حتي مي بينيم كه در مسئوليت هاي كوچك و جمع هاي چند نفره هم افراد به سرعت به سمت ساختار سلسله مراتبي جذب مي شوند! در سازمان ها و شركت هاي كوچك هم از همان ابتدا اين مساله پيش مي آيد و حتي خيلي قبل از آنكه محصولي توليد شود موسسان درگير ساختار سلسله مراتبي شركت مي شوند. اين به كار تيمي ضربه خواهد زد.
در ساختار شبكه اي توان پردازشي نود ها هم در نظر گرفته مي شود. ممكن است همراستا با اهداف سازمان نباشد اما منبع خوبي براي خلاقيت سازماني خواهد بود. اين نياز به قابليت پذيرش ابهام در سيستم دارد كه خود از پيش نياز هاي ساختار شبكه اي است.
مدیریت توزیع یافته : جایی در حوالی واقعیت
مدیریت توزیع یافته و ساختار شبکه ای هر دو جنبه هایی متفاوت از یک مبنای مشترک می باشند. در مدیریت توزیع یافته هر راهکاری که امیدی برای حل مساله داشته باشد مورد توجه است. از هر مسیر بخشی از آن پیموده خواهد شد. از هر فعالیتی، بخشی از آن انجام خواهد شد. کارهای موازی بیشتر از کارهای صفی(سری) می باشد. هر اقدام منتظر اقدام قبلی نیست بلکه سعی بر این است که وابستگی فرایندها به حداقل برسد. برعکس در ساختار مدیریت متمرکز اعتقاد بر این است که بهترین راه وجود دارد و برای رسیدن به آن تمام فعالیت ها را متوقف نگاه داشته تا بهترین وضعیت حاصل شود. در مدیریت متمرکز انتظار بر این است که تمامی پیشنیازها به خوبی برآورد شده سپس اقدام آغاز شود. این یک برداشت خام از دنیای واقعیت است.
مديريت توزيع يافته در فضاي عدم قطعيت
در نقد مدیریت متمرکز و در دفاع از مدیریت توزیع یافته باید گفت که در هر تصمیم، ما بخش کوچکی از آن می باشیم. متغیر های بسیاری در یک تصمیم یا اقدام موثر خواهند بود. همیشه احتمال های عدم قطعیت وجود دارد. بسیاری از این متغیر ها خارج از کنترل ما می باشند و لذا انتظار برای محقق شدن آنها گاه به قیمت از دست دادن زمان های بسیار ارزشمند خواهد بود. به عنوان مثال در یک پروژه در طول زمان هزینه ها و شرایط و قوانین ممکن است تغییر کند. اصرار بیش از حد بر یک روش مشخص ممکن است باعث هزینه های هنگفت شود.
اشتباه مدیر متمرکز این است که متغیر های ثابت را بیش از حد خوشبینانه فرض می کند. این باعث می شود به بهترین راه اعتقاد داشته و برای آن انتظار بکشد. در این میان زمان و نیرو صرف خواهد شد و چه بسا فرصت های نهفته در مسیر از بین برود.
از آنجاییکه متغیر های غیر قابل پیش بینی و خارج از کنترل زیادی در مسیر فرایندها و پروژه های سازمان وجود خواهد داشت لذا بهترین روش برای رشد پایدار سازمان این است که مدام در جستجوی نتایج موفق کوچک بوده و در تلاش برای تثبیت نتایج موفقیت آمیز آنها باشیم. تا اینکه در اندیشه تغییری بزرگ در ساختار بر آمده و برای آن هزینه های غیر قابل جبران بپردازیم. تنها نتیجه آن هدر رفتن زمان مفید برای توسعه و خلاقیت خواهد بود. البته در این میان نقش mentor یا مربیان محلی مهم در موفقیت گام های کوچک مهم خواهد بود.
بهتر است به جای نتایج بزرگ در فکر تثبیت نتایج کوچک باشیم. این اولین اصل در دموکراسی می باشد. برخی ساختارها نظم پذیر نمی باشند لذا هر تلاشی برای نظم دهی به آنها به شکست برخواهد خورد. برای شروع هر کاری کافیست 70 درصد از پیش نیازهای آن محقق شود. این برای ادامه کافی است.
بزرگترین آفت در سیستم بوروکراسی ادرای
ناكامي اصلي سيستم بوروكراسي اداري که باعث بسیاری از تاخیرها و کارشکنی ها و ناکامی ها در پروژه های محلی خواهد شد همانا فرایندهای سری(صفی) است. به این معنا که در نظام اداری کشور بیشتر فرایندها به گونه ای در طول زمان شکل گرفته اند که جز با مکانیزم سری به انجام نخواهند رسید. استعداد فرایندها به گونه ای است که فقط در صورت انجام موفقیت آمیز مرحله قبل می توان به مرحله بعدی وارد شد. گاه نقص های کوچک باعث بن بست های بزرگ خواهد شد. چه بسیاری از بزرگترین پروژه ها به علت مسائل پیش پا افتاده به توقف کشیده شده اند. توقفی که حاصل نظام اداری صفی و غیر موازی می باشد. این مانند نظام آموزشی قدیمی می باشد که مفهومی به نام مردودی وجود داشت و گاه تا چندین سال یک دانش آموز ابتدایی را در مقطع اول و دوم دبستان نگه می داشت.
فرایندها در سیستم اداری برای نجات از بن بست بوروکراسی نیاز به یک بازبینی بر اساس اصول مدیریت توزیع یافته خواهند داشت. به این معنی که موازی کاری ها افزایش یافته و وابستگی فرایندها به هم کمتر شود. این نیاز به تغییر دیدگاه از سری به موازی دارد که خود کار آسانی نخواهد بود. نیاز به تمرین و ممارست خواهد داشت و همچنین پذیرش بی نظمی و ابهام در سیستم.
نکات و روشها در شبکه سازی (راهكار) :
چگونه شبکه سازی كنيم؟
در ادامه برای اینکه ابعاد مختلف شبکه و نظام توزیع یافته بیشتر روشن شود مثال ها و نکته هایی در این باره ارائه می شود. برخی از این نکات به روش شبکه سازی اشاره داشته و برخی ها به ویژگی های شبکه و برخی دیگر به مثال هایی از شبکه های مختلف پیرامون ما را نشان می دهد :

• در شبکه مجموع چند نود می شود نود جدید. مانند الگوی شبکه های مجازی(virtual private network). تفکیک چند زیر شبکه می شود شبکه جدید. در شبکه به سرعت می توان تیم های بین گروهی به وجود آورد و مجموع آنها بشود یک node جدید در شبکه.
• پیشنیاز شبکه سازی : مدیریت کمتر
• شبکه مانند الگوی طوفان فکری و امکان مطرح شدن هر اندیشه ای بدون قضاوت قبلی در مورد آن
• در شبکه اشتراک دانش و سینرژی بیشتر از سلسله مراتب است.
• مدیر شبکه ساز کلیات را می بیند و آنها را به هم متصل می کند و شبکه را می سازد.
• برای شبکه سازی در محیط وب باید الگوی شل کردن سطوح دسترسی و آزادی بیان رعایت شود تا شبکه ای از وب سایت های متنوع و غنی مانند پورتال های سازمانی درست شود.
• برای شبکه سازی باید بستر مناسب فراهم شود سپس بقیه نیروهای شبکه ساز خود می آید.
• شبکه سلسله مراتب هرمی ندارد. سازمان را مسطح می کند.
• شبکه مانند سبد سهام عمل می کند. مانند اینترنت عمل می کند. اگر یک قسمت آن از کار بیافتد قسمت دیگران عمل می کند و شبکه از کار نخواهد افتاد.
• شبکه مالی : سرمایه گذاری در چندین سهم و بازار مختلف .
• پیشنیاز شبکه سازی : افزایش بازه های زمانی یا time frame . یعنی زمان هایی که لازم است در مورد فعالیتی قضاوت کنیم یا منتظر نتیجه باشیم را طولانی تر نماییم. همانطور كه در اين نوشته آمده است : یک اصل کارآمد این است که افراد برای اینکه بتوانند به ایده هایشان سر و سامان بدهند، زمانی را برای استراحت فکری در نظر بگیرند. شرکت‌های گوگل و 3 ام، برای دانشمندان و مهندسان خود زمانی را برای «توقف نوآوری» اختصاص داده‌اند. اما خیلی از شرکت‌ها نمی‌توانند بپذیرند که این وقفه زمانی می‌تواند خیلی از اوقات کارآیی داشته باشد. بنابراین، یک رویکرد متمرکزتر ارزش بیشتری دارد. به عنوان مثال، شرکت نرم‌افزار بریتانیایی «رد گیت» را در نظر بگیرید. یکی از تجربه‌های اولیه این شرکت، «برنامه نویسی در کنار دریا» بود، به طوری که افرادی که داوطلب بودند را به مدت چند روز به ویلایی ساحلی می‌بردند تا محصولی نرم افزاری را تولید کنند.
• در سیستم شبکه ای از آنجاییکه ارتباطات و سرمایه گذاری ها زیاد است آنگاه از جایی که اصلا انتظار نمی رود ناگهان سیگنال مثبت و کمکی می آید.
• شبکه باید به صورتی بی نظم ساخته شود. چون توانایی ذهنی انسان برای کنترل تمام جوانب شرکت کم است. پس بهتر است شبکه ای تشکیل شود که به نظر نامنظم می آید اما توانایی انعطاف و بقا خواهد داشت.
• شبکه باید استقلال مالی داشته باشد. node ها بتوانند برای خود کسب درآمد کنند.
• اتحاد استراتژیک یا joint venture هم نمونه ای از شبکه سازی می باشد.
• خوبی شبکه این است که خود بخود و اتوماتیک گسترش می یابد. چون افراد ذینفع هستند و کنترل ها کمتر هستند.
• شبکه مانند تبدیل شرکت ها به سهامی عام یا ورود آنها به بورس می باشد. سهامداران زیادی پیدا می کند. تامین مالی می شود. در شبکه از سینرژی افراد استفاده می شود.
• در شبکه هر نود به جای ارتباط با مدیرش با چندین نفر دیگر هم سرو کار دارد و اطلاعات و تجربیات رد و بدل می کند.
• مانند شبکه LAN می توان از اشتراک منابع استفاده کرد.مثال همکاری بین واحدی که در شرکت های بزرگ رخ می دهد. نمونه ای از آن همکاری تیم گوگل ریدر و جیمیل در توسعه بخشی از جیمیل می باشد.
• در شبکه ممکن است کاری نصف نیمه رها شود و به سراغ کار دیگری رویم و آنرا هم کمی تکمیل کنیم و سپس به کار قبلی برگردیم. یعنی Multi processing
• در شبکه تفکیک واحد ها وجود ندارد چونکه ممکن است هروقت لازم باشد باهم ادغام یا تفکیک شوند.
• در شبکه کارها تفکیک می شوند به قسمت های قابل انجام کوچتر و سپس بر روی هر کدام مستقل از دیگری زمان خاصی اختصاص یافته و جلو می رود. در پایان خواهیم دید که مجموعه زیادی از کارها انجام شده است.
• یک اصطلاح شبکه ای رایج : "بشکن و پیروز شو"
• شبکه یعنی کارهای زیادی را همزمان شروع کن
• شبکه مانند الگوی شبکه های اجتماعی ناگهان رشد می کند. کافیست که موازین آن رعایت شود. کافیست ایده و تکنیک در شبکه دمیده شود.
• تنوع به وجود می آورد. سازمان ریشه دار می شود. امکان خلاقیت به وجود می آورد. افراد مختلف می توانند کارهای مختلف شروع کنند و ادامه دهند. نیازی به مدیریت ندارد. شبکه اتصال های خود را به مرور با بقیه کسب و کار پیدا می کند.
• شبکه مانند الگوی سازمان های غیر انتفاعی متنوعی هستند که در بطن جامعه فعالیت نموده و مانند پلی ارتباطی بین جامعه و حکومت ها عمل می نمایند. سازمان های غیر انتفاعی مانند منافذ تنفسی در جامعه ای دموکراتیک عمل می کنند.

کانال تلگرام conference.ac


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

 

 saman

جستجوی پیشرفته

درباره Conference.ac

Conference.ac سامانه تخصصی اطلاع رسانی و نمایه سازی کنفرانس ها همایش ها و سمینار های ملی و بین المللی

فراخوان کنفرانس, فراخوان همایش, فراخوان مقاله